تبليغاتX
دل رنجور

دل رنجور

--- ♥♥♥ ( دوست بدار دوست داشتن را ) ♥♥♥ ---

سلام دوستان عزیزم...

مرسی از اینکه این مدت من رو با وبلاگ دل رنجور تحمل کردین

از این به بعد آدرس وبلاگ جدیدم :

http://arzeshhayezendegi.blogfa.com

هستش.

 خوشحال میشم باز مثل سابق تا زمانی که هستم من رو در هر چه زیباتر کردنش با نظرات زیباتون راهنمایی کنین.

ممنون

نوشته شده در سه شنبه 3 آبان1390ساعت 7:38 بعد از ظهر توسط علی بیرانوند| |

دوستان عزیزم...

اومدم که ازتون خداحافظی کنم...

نمی دونم که کی و با چه وبلاگی دوباره برمی گردم ...

ولی دلم برای همه ی شما دوستان تنگ میشه...

اگه وبلاگ جدیدی ساختم حتما شما عزیزانم رو دوباره به اونجا دعوت میکنم...

ممنون از اینکه برام نظرات زیباتون رو میفرستادید...

بازم منتظر نظراتتون هستم...

خیلی دوستتون دارم...

برای همه ی شما عزیزانم آرزوی موفقیت، شادی و به قول یکی از دوستان عزیزم آرزوی یک زندگی پر از آرامش دارم...

بخاطر نظرات زیباتون حتما سر میزنم...

مواظب خودتون باشید

خداحافظ

 

نوشته شده در سه شنبه 14 تیر1390ساعت 10:53 قبل از ظهر توسط علی بیرانوند| |

دوستان عزیزم

ممنون از اینکه به کلبه ی درویشانه ی ما سر زدید

مطالب این وبلاگ بیشتر با فونت زیبای Irannastaliq تایپ شده اند.

در صورت نصب نبودن این فونت بر روی کامپیوتر شما، مطالب بهم ریخته خواهند بود.

برای راحتی شما دوستان این فونت را در زیر گذاشتم که می توانید آن را دانلود کنید.

http://download.vit.ir/dl/font/IranNastaliq(download.vit.ir).zip

و خواهشا Zoom level جستجوگر Internet Explorer را روی 125% تنظیم کنید.

با تشکر

نوشته شده در دوشنبه 1 فروردین1390ساعت 1:1 قبل از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

 

بيا که در غم عشقت مشوشم بي تو

بيا ببين که در اين غم چه نا خوشم بي تو

 


شب از فراق تو مي نالم اي پري رخسار

 

چو روز گردد گويي در آتشم بي تو

 

دمي تو شربت وصلم نداده اي جانا


هميشه زهر فراقت همي کشم بي تو

اگر تو با من مسکين چنين کني جانا

 

دو پايم از دو جهان نيز درکشم بي تو


پيام دادم و گفتم بيا خوشم مي‌دار

 

جواب دادي و گفتي که من خوشم بي تو

 
                             

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 1 تیر1390ساعت 5:54 بعد از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

به عشقی پایبند باش که دوطرفه باشه...

 

عشق یک طرفه نابود کردن خویشتن است...

 

به قول معروف:

 

عاقلانه ازدواج کن، عاشقانه زندگی کن...

 

نوشته شده در یکشنبه 29 خرداد1390ساعت 1:45 قبل از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

هیچ نعمتی بالاتر از آرامش نیست...

 

افسوس که در دنیای امروزی

 

آرامش را فدای آسایش کرده اند...

 

در حالی که آرامش پلی برای رسیدن به آسایش است...

 

 

نوشته شده در جمعه 27 خرداد1390ساعت 10:14 بعد از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

جملات زیبا در مورد روز پدر از دوستان وبلاگ نویسم :

 

 واژه ی سنگینی ست پدر...

از دور پدرم...

دستان زحمتکشت را می بوسم...

و می گویم :

تمام وجودم از توست...

از تمام دوستانم که نظرات زیباشون رو برام فرستادن بینهایت سپاسگزارم...

تمام نظرات در ادامه مطلب می باشند...

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 25 خرداد1390ساعت 8:43 بعد از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

برای تسلط بر دل عاشق به:

 

نیرویی به قدرت مرگ

 

زنجیری به محکمی عشق

 

بی رحمی به اندازه­ی نفرت

 

همدمی به باوفایی غم

 

و زندانی به وسعت زندگی نیاز است...

 

اگر می توانید زنجیرش کنید...

 

نوشته شده در دوشنبه 23 خرداد1390ساعت 1:7 بعد از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

چگونه می توان به تاول های پا گفت که:

 

 تمام مسیر طی شده اشتباه بوده است ...

 

نوشته شده در شنبه 21 خرداد1390ساعت 4:46 بعد از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

اگرسازنده ی قفس معنای پرواز را می دا نست، از کارش دست می کشید...

 

نوشته شده در جمعه 20 خرداد1390ساعت 1:19 قبل از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

انسان از  همان لحظه که تصمیم می گیرد آزاد باشد، آزاد است ...

 

نوشته شده در چهارشنبه 18 خرداد1390ساعت 0:30 قبل از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

مرا به بزرگی چیزهایی که به من داده ای آگاه و راضی کن...

 

تا کوچکی چیزهایی که ندارم،  آرامشم را به هم نریزد...

 

نوشته شده در شنبه 14 خرداد1390ساعت 1:9 قبل از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

ای قاصدک...

 

ببین روزگار کنون را...

 

ببین که امروزه و امروزی ها همه چیز را تعلق می دانند...

 

خوشا تو را که آزادی از بند این تعلقات...

 

ای قاصدک...

 

راه ده مرا باز به کویت...

 

شاید که دوباره برگردم به راهت...

 

برگردم و اندیشه هایت را ادامه دهم...

 

پس تو ای دیوانه...

 

قاصدک بمان برای همیشه...

  

نوشته شده در جمعه 13 خرداد1390ساعت 3:25 بعد از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

بیا که قصر امل سخت سست بنیادست

بیار باده که بنیاد عمر بر بادست

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست

چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب

سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست

که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین

نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست

تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر

ندانمت که در این دامگه چه افتادست

نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر

که این حدیث ز پیر طریقتم یادست

غم جهان مخور و پند من مبر از یاد

که این لطیفه عشقم ز ره روی یادست

رضا به داده بده وز جبین گره بگشای

که بر من و تو در اختیار نگشادست

مجو درستی عهد از جهان سست نهاد

که این عجوز عروس هزاردامادست

نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل

بنال بلبل بی دل که جای فریادست

حسد چه می‌بری ای سست نظم بر حافظ

قبول خاطر و لطف سخن خدادادست

حافظ          

 

نوشته شده در دوشنبه 9 خرداد1390ساعت 9:26 بعد از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

زندگی را از درختان آموختم ، شکست را پذیرفتم و دوباره جوانه زدم ...

 

از دوست خوب وبلاگ نویسم : خدایا آرامش عطا کن         

 

نوشته شده در یکشنبه 8 خرداد1390ساعت 5:48 بعد از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

هیچوقت نمی‌توانید با مشت گره‌کرده دست کسی را به گرمی بفشارید...

 

نوشته شده در یکشنبه 8 خرداد1390ساعت 2:4 بعد از ظهر توسط علی بیرانوند| |

برای پرواز به آسمانها، منتظر نمان که عقابی نیرومند بیاید و از زمینت برگیرد و در آسمانهایت پرواز دهد...

بکوش تا پر پرواز به بازوانت جوانه زند و بروید و بکوش تا اینهمه گوشت و پیه و استخوان سنگین را که چنین به زمین وفادارت کرده است، سبک کنی و از خویش بزدایی، آنگاه به جای خزیدن، خواهی پرید...

در پرنده شدن خویش بکوش و این یعنی بیرون آمدن از زندانهای اسارت ...

دکتر شریعتی

 

نوشته شده در شنبه 7 خرداد1390ساعت 8:26 قبل از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

کاش خدا سه چیز را نمی آفرید ...

 

غرور                       دروغ                       عشق

 

تا هیچ گاه کسی از سر غرور به دروغ دم از عشق نزند ... 

 

دکتر شریعتی

 

نوشته شده در شنبه 7 خرداد1390ساعت 8:11 قبل از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

تمام هستی ام تقدیم به تو ای مادرم

 

می بوسم از دور، دستان پر مهرت را

 

روزت مبارک مادر جان...

 

هر چند که تمام روزهای عمرم روز توست...

 

نوشته شده در سه شنبه 3 خرداد1390ساعت 5:50 بعد از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

از دوستی آموختم که زین پس :

 

آزاد باشم !!!

 

آزاد زندگی کنم !!!

 

آزاد باشم از بند تعلق !!!

 

آزاد  باشم از بند عشق و وابستگی اش !!!

 

آزاد باشم و لذت ببرم از دوران تنهایی ام !!!

 

آزاد باشم و زین پس  دوران جدید زندگی ام را تجربه کنم !!!

 

ممنون از این دوستم که این پندهای منطقی ! را به من آموخت !!! 

 

و من نیز به شما دوستان عزیز  پیشنهاد می کنم که چند صباحی را اینگونه باشید !!!

 

نوشته شده در دوشنبه 2 خرداد1390ساعت 7:27 بعد از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

 

مادرای زیباترین واژه ها

 

مادرای همرهترین سایه ها

 

مادرای یارهمیشه مهربان

 

مادرای آغوش گرمت خانه ام

 

جای دستت هرزمان برشانه ام

 

مادر ای دامان پاکت بسترم

 

ای زهر چه نیک ونیکان برترم

 

ای که جنت جای گام پاک توست 

 

ای که خوبی دردل گرم توست

 

ای کلامت معنی لطف وصفا

 

ای توتندیسی زپاکی وفا 

 

زینتی ده بادعایت راه من

 

 گرمی دل هرزمان همراه من ...

 

از دوست خوبم : " صحرانورد "

 

نوشته شده در یکشنبه 1 خرداد1390ساعت 6:36 بعد از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

عشق، آدمی را به كمال می رساند...

 

میكل آنژ                              

 

نوشته شده در یکشنبه 1 خرداد1390ساعت 10:29 قبل از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

     از طرز دعوای زن و شوهر ، به خوبی می توان فهمید كه

 

 میزان تربیت ، فهم و فرهنگ آنها ، تا چه اندازه است...

 

ارسطو                           

 

نوشته شده در یکشنبه 1 خرداد1390ساعت 9:30 قبل از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

آن كسي كه از رنج زندگي بترسد...

 

 از ترس در رنج خواهد بود...

 

گوته                                                  

             

نوشته شده در یکشنبه 1 خرداد1390ساعت 1:53 قبل از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

          چهار چيزرا در زندگيت نشكن :

 

اعتماد                    قول                         رابطه                     قلب

 

                                                                                       اينها كه مي شكنندصدا ندارند ولي درد زيادی دارند...

 

نوشته شده در شنبه 31 اردیبهشت1390ساعت 8:55 بعد از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

آنچه با سخاوت بدهي، به تو باز خواهد گشت...

 

نوشته شده در شنبه 31 اردیبهشت1390ساعت 8:45 بعد از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

لازمه‌ي قضاوت :

 

شكيبايي به هنگام شنيدن

 

 تأمل به هنگام گفتن

 

 بصيرت به هنگام رسيدگي 

 

 بي‌طرفي به هنگام قضاوت

 

سقراط                                 

 

نوشته شده در شنبه 31 اردیبهشت1390ساعت 8:35 بعد از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

 

این دیوانگیست ... که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم...

 

 

این دیوانگیست ... که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم ...

 

 

این دیوانگیست ... که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر اینکه در زندگی با شکست مواجه شده ایم...

 

 

این دیوانگیست ... که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم...

 

 

این دیوانگیست ... که از تلاش و کوشش دست بکشیم بخاطر اینکه یکی از کارهایمان بی نتیجه مانده است...

 

 

این دیوانگیست ... که همه شانس ها را لگدمال کنیم بخاطر اینکه در یکی از تلاشهایمان ناکام مانده ایم ...

 

 

نوشته شده در شنبه 31 اردیبهشت1390ساعت 10:52 قبل از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

به خدا گفتم: به من همه چیز بده تا از زندگی لذت ببرم...

 

 خدا گفت: به تو زندگی دادم تا ازهمه چیز لذت ببری...

 

نوشته شده در شنبه 31 اردیبهشت1390ساعت 10:40 قبل از ظهر توسط علی بیرانوند| |

 

بیرون زتو نیست هر آنچه در عالم هست...

 

پس از خود بطلب هر آنچه که تو خواهی...

 

نوشته شده در شنبه 31 اردیبهشت1390ساعت 10:34 قبل از ظهر توسط علی بیرانوند| |

Design By : nightSelect.com